السيد الطباطبائي
60
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
و [ نيز ] فلاسفه معتقدند كه عقول « واسطه در افاض علوم و معارف » هستند علوم و معارف بتوسط آن ها بر نفوس و ارواح مى رسد . در حالى كه در اخبار ثابت است كه هم علوم و حقائق و معارف بتوسط پيامبر و آل عليهم السلام به ديگر خلايق مى رسد حتى ملائكه و انبياء . و حاصل سخن اين است كه : در اخبار مستفيضه ثابت شده است پيامبر و ائمّه عليهم السلام وسيل ميان خلق و خدا هستند در افاض هم رحمت ها و علوم و كمالات بر جميع خلق . پس به همان ميزان كه توسّل به آنان بيش تر شود و به فضل شان بيش تر اذعان شود ، به همان ميزان فيض كمالات از جانب خدا نيز بيش تر خواهد بود . و وقتى [ گروهى ] با آراء مستبدان خودشان راه رياضت ها و تفكرات را مى پيمايند ، در مسيرى غير از آن چه در دين مقدس مقرر شده قرار مى گيرند و حقيقت اين امر براى شان به صورت ملبّس و مشتبه ظاهر مىشود . در نتيجه به خطا رفته و به عقل هائى [ متعدد ] معتقد مى شوند و دربار آن ها به سخنان غير لازم « 1 » مى پردازند . ترجمه كلام علامه طباطبائى ( ره ) : بل آنان ( فلاسفه ) اولًا : تحقيق كرده اند كه حجيت ظواهر دينيّه متوقف است بر برهانى كه عقل آن را اقامه مىكند . و عقل در پذيرش و اطمينانش به مقدمات ، ميان مقدمه اى با مقدمه ديگر فرقى نمى گذارد . پس وقتى كه برهانى بر چيزى اقامه شد ، عقل مجبور است آن را بپذيرد . و ثانياً : ظواهر دينيّه متوقف است بر ظهور لفظ ، و آن [ ظهور لفظ در يك معنى ] دليل ظنّى است . و ظنّ نمى تواند در مقابل علمى كه به وسيله برهان حاصل مىشود مقاومت كند .
--> ( 1 ) - لغت : الفضول : الزّائدة عن الحاجه . با اصطلاح رايج امروزى در ميان مردم ، اشتباه نشود .